پروژه / تحقيق رشته های مدیریت با عنوان مديريت منابع انساني بهره وري

پروژه / تحقيق رشته های مدیریت با عنوان مديريت منابع انساني بهره وري

پروژه / تحقيق رشته های مدیریت با عنوان مديريت منابع انساني  بهره وري

پروژه / تحقيق رشته های مدیریت با عنوان مديريت  منابع انساني  بهره وري درفرمت ورد 177 صفحه قابل ويرايش

 

اين يک حقيقت است که هرچه انسان در رابطه با چيزي، احساس بهتري داشته باشد، احتمال موفقيتش در آن بيشتر است. سازمانها هم از اين قاعده مستثني نيستند. هرچه در باره خودشان، احساس خوبي داشته باشند، انرژي بيشتري گرفته و احتمالا" موفقيتشان نسبت به شرکتهاي ديگر بيشتر خواهد بود. اما چه چيزي باعث ايجاد احساس اطمينان سازماني مي شود و سازمانها چه کنند که اعتماد به نفس بيشتري کسب کنند؟ اطمينان در کسب وکار براي سازمانهايي که توانايي بالقوه براي ارتقاي سطح عملکرد و کسب مزيت رقابتي در مقابل شرکتهاي ديگر دارند، بسيار مهم است.

اطمينان در کسب وکار چيست؟

گارتنر، اعتماد به نفس در کسب وکار را اينگونه تعريف کرده است: «يک مفهوم و فلسفه سازماني که ازطريق ترکيب و تعامل عواملي چون عملکرد سازمان و موقعيت رقابتي، فرهنگ سازماني، تمايلات و مقاومتها در مقابل تغيير و توان سرمايه‌گذاري سازماني، ايجاد مي شود». تحقيق يادشده و نتايج آن که ارائه شاخص اعتماد به نفس (BCI) در کسب وکار است، از دريافت و تجزيه و تحليل اطلاعاتي حاصل شده که در طول زمان تحقيق بسختي دريافت شده است وبراي تصميم سازي و تصميم گيري مديران عالي و سازمانهاي امروزي در آينده بسيار مفيد است.

اطمينان سازماني در کسب وکار لزوما" منجر به موفقيت نمي شود. ممکن است عوامل بيروني مانع از موفقيت شوند و يا اساسا"، حس اعتماد به نفس اشتباه باشد. بديهي است که موفقيت يک موضوع نسبي است و بستگي به اهداف سازمان در زمان خاص دارد. ارزيابي عملکرد بر مبناي اهداف سازمان، بخش کليدي مدل اعتماد به نفس در کسب وکار است که در نمودار 1، ملاحظه مي کنيد. در اين مدل، گارتنر، پنج ناحيه کليدي که بر سطوح اعتماد به نفس سازمان تاثير گذار هستند را معين کرده است. اين پنج ناحيه شامل عملکرد، مشتري مداري، فرهنگ، سرمايه گذاري و اقتصاد هستند. سازماني که واقعا" اعتماد به نفس داشته باشد، سازماني است که قادر به حداکثر کردن تواناييهاي خود است و برتمامي اين پنج ناحيه، کنترل ومديريت مؤثر ومستقيم داردوبين آنها تعادل ايجاد مي کند.

 روش شناسي مدل BC

اطلاعات به دست آمــــده از تحقيق يادشده با آمار و اطلاعات مربوط به اقتصاد کلان در آن کشور و حتي آن صنعت خاص مقايسه شده تا بتوان شاخص اعتماد به نفس هر سازمان را طراحي و تعريف کرد. شاخص اعتماد به نفس کسب وکار، وسيله اي را جهت ارزيابي تک تک سازمانها با استفاده از مجموعه مشترکي از پارامترها فراهم مي آورد و امکان مقايسه سازمانها را با يکديگر با شرايط ثابت ايجاد مي کند. در نتيجه سازمان مي تواند، زمينه هايي را که باعث پيشرفت عملکردشان مي شوند را بشناسند.

چرا اطمينان سازماني؟

مزايايي که استخدام و کار کردن در سازمانهاي با اعتماد به نفس بالا به وجود مي آورد، اطمينان از حمايت مستمر و پايدار سازمان از کارکنان، سرمايــــه گذاري مطمئن ومؤثر در کسب و کارهاي فعلي و جديد و همچنين ايجاد فرايندهاي نوين ارتباطي با مشتريان است. چنين سازماني، توان بالقـــوه اي براي عملکرد عالي وکسب مزيت رقابتي در مقابل رقبا (که اعتماد به نفس کمتري دارند) دارد که دستاورد آن را مي توان به شکلهاي مختلف، مشاهده کرد. ترازهاي سود و زيان مالي، افزايش بهره‌وري کارکنان، کاهش نيروهاي غير کارآمد و افزايش نيروهاي کيفي، رضايت مشتريان و وفاداري آنها و ... نمونــــه هايي از اين دستاوردها هستند که البته همه اينها را نمي توان در قالب آمار و اطلاعات کمي بيان کرد. نکته کليدي در طراحي مدل BC و تعريف و بکارگيري شاخص BC، ايجاد تعادل در تمامي فاکتورهاي مورد ارزيابي است. تحقيق انجام شده نشان مي دهد که سازمانهاي تک بعدي که به ساير فاکتورهاي محيطي وسازماني توجهي نکرده اند، کمتر توانسته اند به اهداف تعيين شده در کسب وکار خود نائل آيند.


اینجا هم مشاهده کنید